تبليغاتX
خانوم

نه دلم تنگ نشده واسه دیدن تو
واسه بوی گل یاس
واسه عطر تن تو

نه دلم تنگ نشده
...
از حقیقت تا دروغ، فاصله خیلی کمه
نه دلم تنگ نشده، این تنها دروغمه
...

نه دل تنگ نمی شم
نه دلتنگ نمی شم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 2:44 توسط خانوم |

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو رو  نمی خوام
حالا من باور ندارم دیگه نیستی
رفته ایی و من اینجا تنهایم

بیا ببین دوری چشمات من رو شکسته
.
.
.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 0:23 توسط خانوم |



باور کن نازنین

باور کن

این لبخند که اکنون از من دریغش می کنی شاید آخرین فرصت همراهی ما باشد ... .

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 18:20 توسط خانوم |

وقتی می بوسه تو رو ،یاد من می افتی هیچ وقت؟
وقتی نازت می کنه، یاد من می افتی هیچ وقت؟
 وقتی گل میده بهت، یاد میخک هام می افتی ؟
وقتی زل زدی بهش،یاد شکلک هام می افتی یا که نه ؟
یاد من می افتی هیچ وقت یا که نه؟
یاد من می افتی هیچ وقت ؟

وقتی گریه می کنی ،سرت رو بغل می گیره ؟
وقتی میخندی بهش ،برای خنده هات می میره ؟
وقتی با همدیگه ایی، کنار هم این ور و اون ور
وقتی چشم غره می ری، واسه چشات می زنه پرپر؟
تورو دوست داره مثل من یا که نه؟
تو رو رو چشاش میذاره یا که نه؟
تورو دوست داره مثل من یا که نه؟
تو رو رو چشاش میذاره یا که نه؟

مثل من یا که نه؟
مثل من ... یا که نه؟

وقتی آهنگی که با هم می شنیدیم و گوش میدی یادم می افتی؟
کوچه هایی که با هم رفتیم،میری یادم می افتی؟
وقتی دوستهای قدیم رو می بینی،از من می پرسی؟
خیلی دوست دارم بدونم که حالت چطوره راستی؟
هنوز عکس هامو نگه داشتی یا نه؟
هوای طوطیمون رو داشتی یا نه؟
یاد من می افتی هیچ وقت؟

وقتی گریه می کنی،سرت رو بغل می گیره
وقتی می خندی بهش،برای خنده هات می میره؟
وقتی دلگیر ازت تورو می بخشه مثل من؟
واسه خندوندن تو می کشه نقشه مثل من؟
تورو دوست داره مثل من یا که نه؟
اشک هات رو تنش می باره مثل من یا که نه؟
تو رو دوست داره مثل من یا که نه؟
تو رو رو چشاش میذاره مثل من یا که نه؟ 

پی نوشت : ای کاش می فهمیدی ... ای کاش می دانستی چه حجمی از رویاهایم خاطراتم مال توست ... خود خود تو ... .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 21:16 توسط خانوم |



... و من گم شدم میان این همه سرگردانی
که باز هم خبر مرگم را توی روزنامه ها ننوشتند

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 23:57 توسط خانوم |



من : مطمئنی آخرین حرفت همینه ؟
تو : بله مطمئنم
من : یعنی اصلآ نمیخوای نظرتو عوض کنی؟
تو : نه تو چطور؟
من : من؟ نه
تو : من هم همینطور
من : خداحافظ
تو : خداحافظ

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:24 توسط خانوم |



من و انتظار و کابوس تنهایی
من و حس اینکه هر لحظه اینجایی
دارم آینه ها رو گم می کنم کم کم
تو رو هر طرف رو می کنم می بینم
نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی
تو که لحظه لحظه حالم رو می دونی
اگر اینبار هم برنگردی خونه
دیگه چیزی از من یادت نمی مونه
من رو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوز م اینجایی
دارم از خودم با فکر تو رد میشم
دارم عاشقی رو با تو بلد می شم
نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی
تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی
من رو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوز م اینجایی
من رو رها کنن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنزم اینجایی
من و رها کن از این فکر تنهایی
نه تو نرفتی تو هنوز اینجایی
من و رها کن از این فکر تنهایی
نه تو نرفتی تو هنوز م اینجایی
من و رها کن

پی نوشت : چرا اینهمه دوری به من و اینهمه نزدیک .

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 1:5 توسط خانوم |

33dibt3%5B1%5D.jpg

 

1) دوستت دارم، نه به خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم


2) هیچکس لیاقت اشک های تو را ندارد، و کسی که چنین ارزشی دارد، باعث اشک ریختن تو نمی شود


3) اگر کسی تو را آنظور که می خواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد


4) دوست واقعی کسی است که دست های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند


5) بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید


6) هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی؛ چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود


7) تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی


8) هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست، وقتش را با تو بگذراند، نگذران


9) شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را. به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گزار باشی


10) به چیزی که گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن


11) همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال به همه اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی


12) خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد


13) زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 4:10 توسط خانوم |

گل يا پوچ

پوچ... پوچ... پوچ

دستت را باز نكن

حسم را تباه مكن

بگذار فقط تصور كنم

كه در دستت براي من كمي عشق پنهان است

دستت را باز نكن شور شعرم را بر باد مده

مگذار ...تصويرت در ذهنم هزار تكه شود

باز هم ...براي من ماه بمان

تا زير مهتاب پايكوبي كنم

حرف بزن ...باز هم دروغ بگو

اگر آسمان چشم من ابري است

بگو آبي است

بگو...هنوز هم آسمان چشم تو آبي است

خواهش مي كنم ...

دستت را باز نكن

حسم را تباه نكن

كه تو تنها بهانه اي

براي زنده بودن

 

(نسرين بهجتي )

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 1:14 توسط خانوم |

 

ترانه

از لاله زار که می‌گذرم زخمی‌تر از ترانه‌ام

تشنه‌ی محکومیت یه حکم عاشقانه‌ام

از لاله زار که می‌گذرم حسرت گوله با منه

وقتی که دست تو می‌خواد تیر خلاصو بزنه

رفاقت خشم تو با ماشه‌‌ی منتظر می‌گه

دستای بی‌صدای ما نمی‌رسن به همدیگه

فاصله بین من و تو همین گلوله بود و بس

منو بزن که خسته‌ام از زنده بودن تو قفس

لاله زار کاش می‌تونستیم تا ابد با تو بمونیم

تو بهارستان دوباره شعر بیداری بخونیم

نارفیقانه ورق خورد دفتر گذشته ما

قد کشیدیم توی بن بست با هم اما تک و تنها

از لاله‌زار که می‌گذرم می‌رسه سال ما شدن

سال نفس‌تنگی عشق سال زمین خوردن من

از لاله زار که می‌گذرم زخمای کهنه وا میشن

دوباره کوچه‌ها پر از مردم همصدا می‌شن

دوباره بوی نفت و خون دوباره تابستون داغ

میتینگای تک نفره دوباره سایه‌ی چماق

وقتی همه بادبادکا بنده حزب باد شدن

عربده‌های مرده باد یک شبه زنده باد شدن

ما توی پستوی عطش فیلم رهایی می‌دیدیم

توی تئاتر زندگی گریه مونو می‌دزدیدیم

لاله زار کاش می‌تونستیم تا ابد با تو بمونیم

تو بهارستان دوباره شعر بیداری بخونیم

نارفیقانه ورق خورد دفتر گذشته ما

قد کشیدیم توی بن بست با هم اما تک و تنها


يغما گلرويي

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 2:29 توسط خانوم |